حیف
چقدر دوست دارم بشینم یه چیزی بنویسم . یه چیز خوب. یه چیز شاد. یه چیزی که بتونه وبم رو دوباره به حالت عادی بگردونه یه چیزی که نشون بده حالم خوبه. خوب خوب. چون حال وب حال منو تعریف می کنه ودوست ندارم حالم بد باشه .
دوست دارم بتونم بازم هر روز پست بذارم حتی روزی چند پست چون هرچی اینجا فعال تر باشه نشون میده من حال و حوصله ام سر جاشه
حیف که تا میام اینجا راه بیفتم ...
حیف که زن اعتراض نیستم. حیف که زن درد و دل نیستم. حیف که تنها کاری که از دستم بر میاد اینه که راهم رو می کشم و میرم حالا چه رفتنی روحی چه قلبی و چه جسمی.
کاش زن بهتری بودم ولی نیستم. همینم که هستم. لجبازترین و تو دارترین
زندگانی سیبی است