مرسی فریده جون

عکس و تصویر عشق تنها ارثیه ایست که از من به تو می رسد، مرا ببخش اگر با ...

 

خوشحالم برای همه اون پیاده روی های کیلومتری که طی چند سال گذشته انجام دادم. یادش بخیر که چقدر راه می رفتم بی هیچ خستگی و ملالی و چه خوب که اونهمه راه رفتم وقتی توانایی اش را داشتم.

خوشحالم برای همه کتابهایی که خوندم زمانی که توانایی اش را داشتم و خوشحالم برای اونهمه لذتی که بردم از خوندنشون.

خوشحالم برای اون ادامه تحصیلی که فقط و فقط واسه دل خودم انجام دادم و خوشحالم برای همه اون لحظات شیرین حضور در مدرسه تو میانسالی و تکرار حس قشنگ دوران دانش آموزی صرفا جهت خوشبحال کردن خودم.

خوشحالم برای همه نوشتن هایم توی یک سبد زندگی طی اینهمه سال که فقط خودم میدونم چه لذتی بردم از نوشتن در اینجا و خوشحالم برای همه لذتی که به خودم بخشیدم با این کار

خوشحالم برای همه مواقعی که کنار خودم بودم در تلخ ترین لحظات زندگیم و تونستم خودم به خودم کمک بکنم برای روی پا ماندن و عبور از روزهای سخت و تلخ. 

در کل چقدر خوبه که آدم با خودش رفیق باشه . من همیشه بهترین دوست خودم بوده ام و هرگز خودمو تحت هیچ شرایطی تنها نذاشتم و نهایت سعی ام رو برای شاد و خوشحال نگه داشتن خودم انجام دادم. من زنی هستم که سعی کردم از همه ی اونچه که دارم نهایت لذت رو ببرم و خوشحال و راضی باشم از سهمی که زندگی بهم بخشیده. 

مرسی از خودم برای همه مهربونی هایی که با خودم کرده ام . مرسی فریده جون

 

فریده دونه: صبح میریم شمال. خوش بگذره بهمون 

فریده دونه: لحظه ی تحویل سال دعا برای شفای من و همه مریضها یادتون نره

فریده دونه: روز مرد بر همه مردهای زندگیم و همه آقایون خوب عالم مبارک باد

یه روز خوب

عکس و تصویر یه روز خوب با رفقام #بندر#سیراف

یه وقتهایی که تصمیم می گیرم به چیزهای خوب فکر بکنم نوار مغزم رو می زنم عقب و بین خاطرات گذشته دنبال روزهای قشنگ می کردم که طعم شیرینشون رو دوباره زیر زبونم مزه مزه بکنم و بگذرم از هر چی فکر و خیال بد طعم و دوست نداشتنیست. معمولا اولین چیزی که اینجور مواقع به ذهنم می رسه عروسی دوستان همکلاسی ام ناهید و نادره است خصوصا عروسی نادره و اون شب قشنگ برفی. 

حالا از این به بعد فکر کنم بخوام دنبال خاطرات خوش بگردم اولین چیز که می تونه به ذهنم برسه خاطره ی امروز خواهد بود  یه روز عالی که ساعاتی با پوران و فریبا و فرزانه گذروندم. بعد سالها ما چهار تا دوباره دور هم جمع شدیم و ساعتی تو کافی شاپ و بعدش یه چرخ تو ائل گلی زدیم و کلی خوش گذشت بهمون. 

چقدر خوبه که آدم بتونه دوستیها رو حفظ بکنه و بعد سالیان سال هنوز از بودن در کنار هم لذت ببره. 

چقدر خوبه که فاصله ی زمان و مکان نتونه از عشقت به عزیزانت کم بکنه و تو همیشه از دور و نزدیک بتونی همچنان دوست داشته باشی همه ی اونهایی رو که واقعا دوستشون داری .

 

فریده دونه: فریبا و فرزانه و پوران بچه محل های قدیمی مون هستن . گفتم شاید یه وقت کنجکاو باشین

 

فریده دونه: پست قبلی یه روز بد بود و این پست یه روز خوب و همین تعریف زندگیست.

روز بد

عکس و تصویر مادرم! تو نیستی که ببینی چگونه عطر تو در عمق لحظه‌ها جاری است چگونه عکس ...

 

امروز روز بدی داشتم. نمیدونم چرا روحا خیلی ضعیف بودم و هی الکی گریه ام می گرفت. اصلا هم سر در نمی آوردم چرا؟ 

آدمیزاده دیگه یه وقتهایی هم گریه اش میگیره شاید برای همه روزهای تلخی که حتی سالیان سال پیش از سرش گذشته و فرصت نکرده اونموقع براشون گریه بکنه یا شاید به خودش اجازه ی گریه نداده و بلاخره یه روزی مثل امروز اون بغض فروخورده اینجوری از اون ته تهای وجود می پره بالا و یقه ی آدمو میگیره.

در هر صورت روز بدی بود و منو تا حدودی می ترسوند. ترس از اینکه نکنه واقعا ضعیف شده باشم؟ هنوز خیلی زوده برای احساس ضعف کردن. هنوز خیلی راه در پیش دارم و میدونم که حالا حالا ها باید قوی باشم.

برم بخوابم. فردا روز دیگریست با حال و هوایی دیگر.

 خدا را چه دیدی شاید اصلا هزار قاصدک خوش خبر الان منتظر فردا نشسته اند برای پرواز به سوی من. اصلا هایده هم هرچی گفته سال سال هزار سال همینه حال و احوال الکی گفته و ما همون فردا روز دیگریست را بیشتر قبول داریم

خیلی وقتها که تو زندگی به مشکلی بزرگ خورده ام  آرزو کرده ام کاش بیدار بشم و ببینم همه ی اینها خواب بوده. فکر کنم همه به نوعی این احساس و آرزوی مشابه رو داشته اند.

فریده دونه: من خوابم میاد میرم بخوابم فریده دونه رو خودتون یه کاریش بکنید

 

اسفند ماه

عکس و تصویر راستی در میان این همه اگر تو چقدر بایدی... 👈 سینا&یولیا گیان👉

سالهاست نهایت حس دوگانگی رو در اسفند ماه دارم. از طرفی میخوام شاد باشم از اینکه اولا زمستون داره تموم میشه و بهاران خجسته باد داره از راه می رسه و بهار که بیاد هزار شکوفه ی امید همیشه در دلم زنده میشه و حس می کنم میشه به زندگی سلامی دوباره داد و منتظر روزهای گرم و زیبا بود. 

 

دیگه اینکه اسفند ماه تولدم هست و خب میلادی چنین خجسته که خودش کلی مایه ی شور و شعف می تونه باشه و هزاران بذر شادی تو دلم پاشیده بشه

ولی خب چشتون روز بد نبینه در کنار این خحسته بازی ها از وقتی ازدواج کرده ام همسرم همیشه زمستون ها فصل بیکاری اش بوده و اسفند هم دیگه کفگیر به ته دیگ میخورده و امسال هم که دیگه بیکاری کلی همسر جان و هزینه های بیماری خودم و نور علی نور شدن اوضاع اقتصادی که می تونه مشتی باشه بر دهن هرچی خجسته بازیست

کارهای عید و خونه تکونی هم هی میخواد زهر مار قاطی اسفند بکنه ولی در حد و اندازه اش نیست و ما همیشه سعی می کنیم به جان بخریم این زحمت بشور و بساب را باشد که رستگار شویم.

به هر حال اینجوری میشه که فریده بانو هی میخواد یه اسفند خوش از گلوی خود پایین بدهد ولی مشکل بلع پیدا می کند و کلا فکر کنم این سرطان تیروئید هم منشا اصلی اش همین اسفند ماه های عمرم باشند

بگذریم انشاالله که امسال خیر است و نقطه ی پایانی خواهد بود بر هر چه اسفند جفتک انداز و اسفند های بعدی همه پر از شور و برکت و قشنگی و شادی خواهد بود. من مثل همیشه دلم روشن است 

 

فریده دونه: اینروزها دلم فقط مهمونی و عروسی و کنسرت و مسافرت و کلا خوشبحالی میخواد. خب دلم میخواد میگین چیکار کنم؟؟؟؟

صرفا جهت پریدن...

عکس و تصویر .دنیای دختر ها رنگارنگ و بامزه است... پر از لاک های رنگی و گل سر ...

 

اینکه نتونستم با اینستا کنار بیام و وبلاگم رو به اینستا منتقل بکنم نمیدونم شاید دلیلش حضور همه فامیل و دوست و آشناهایی بودند که اونجا حضور داشتن و یه جورایی شاید خجالت می کشیدم از اینکه یپش اونهمه نگاه آشنا بالای منبر بروم.

 درسته که آدرس وبلاگم رو ضمیمه اینستا کردم که هرکی دوست داشت بیاد بخونه ولی نمیدونم چرا همه اش فکر می کنم عمرا کسی تو اینستا حواسش باشه که فریده اون بالا آدرسی گذاشته و میشه از اون آدرس نوشته ها و درد دلهای فریده رو خوند به هر حال تا امروز که کسی صداشو در نیاورده که می خونه و من با خیال راحت حفظ منبر کرده ام و هر چه میخواهد دل تنگم می نویسم حالا میخواین بخونین یا نخونین

البته دروغ چرا تا قبر آآآآ (حالا هم که دیگه واقعا آآآآ) آدم گاهی کنجکاو میشه که آیا واقعا کسی اصلا این وبلاگ رو میخونه یا نه ؟ باید یه روز کامنت دونی رو باز بذارم  ببینم اصلا کسی حواسش به این وبلاگ نازنین من هست یا نه. میدونم که گاهی عهد و شبنم و یه خواننده همیشگی می خونن ولی جز این سه نفر دیگه کی؟؟؟ آقا سه نفر یک.... سه نفر دو.... سه نفر سه..... نبود دیگه کسی؟؟؟ فروخته شد به سه نفر

فریده دونه: این پست هیچ ارزش و اعتباری ندارد و صرفا جهت پریدن از حال خراب امروز و وقت کشی و خوب کردن حال خودمان می باشد. 

فریده دونه: هیچ بعید نیست امروز یه پست دیگه هم بنویسم. اصلا تا سه نشه که بازی نشه به قول آرزو حالم خرابه امروز

نگران

عکس و تصویر چقـدر جایِ تــو اینجـا کنــارِ من ، تــویِ نگـاهِ من ‏خالیــست... احمد_شاملو

همه ازم میخوان قوی باشم و با روحیه ی بالایی در مقابل بیماری ام بایستم. خودمم دوست دارم قوی باشم و مدام پیش خودم تکرار می کنم من از پسش بر خواهم اومد. من به زندگی سلامی دوباره خواهم داد. من باعبور از این بیماری تولدی دوباره خواهم داشت. بعد میرم تو نت می گردم و به جمله ی بیمار سرطان مدولاری تیروئید به ندرت زنده می ماند بر می خورم و یهو انگار که از اون بالا بالا ها زیر پایم خالی میشه و خودم رو پهن زمین می بینم. نه اینکه از مرگ بترسم و یا غصه ی زود رفتنم را بخورم نه . حقیقتش تنها نگرانی ام بحران اقتصادی هست که برای خانواده ممکنه به بار بیارم و آخرش هم هیچی به هیچی. 

از خدا میخوام فقط خانواده ام رو زیاد با مشکل مادی مواجه نکنه که بعد من سالها چوب بیماری منو نخورند و اگه قرار بر رفتن هست که بی هیچ هزینه و مشکلی برای عزیزانم منو ببرد و اگه بنا به ماندن است همه مادیات فدای سر خودم و خانواده ام کمک بکنه زنده بمونم و کنارشون باشم که بتونیم با هم همه ضرر ها رو جبران بکنیم اگر هم نکردیم حداقل همدیگه رو داشته باشیم فعلا.

فریده دونه: ظاهرا امروز روحیه ام خرابه باید سعی کنم یه جوری سوختگیری بکنم

فریده دونه: قرار بود فقط در جستجوی شادی ها باشم  ولی خب سبد زندگی همیشه در هم عرضه میشه