عکس و تصویر .دنیای دختر ها رنگارنگ و بامزه است... پر از لاک های رنگی و گل سر ...

 

اینکه نتونستم با اینستا کنار بیام و وبلاگم رو به اینستا منتقل بکنم نمیدونم شاید دلیلش حضور همه فامیل و دوست و آشناهایی بودند که اونجا حضور داشتن و یه جورایی شاید خجالت می کشیدم از اینکه یپش اونهمه نگاه آشنا بالای منبر بروم.

 درسته که آدرس وبلاگم رو ضمیمه اینستا کردم که هرکی دوست داشت بیاد بخونه ولی نمیدونم چرا همه اش فکر می کنم عمرا کسی تو اینستا حواسش باشه که فریده اون بالا آدرسی گذاشته و میشه از اون آدرس نوشته ها و درد دلهای فریده رو خوند به هر حال تا امروز که کسی صداشو در نیاورده که می خونه و من با خیال راحت حفظ منبر کرده ام و هر چه میخواهد دل تنگم می نویسم حالا میخواین بخونین یا نخونین

البته دروغ چرا تا قبر آآآآ (حالا هم که دیگه واقعا آآآآ) آدم گاهی کنجکاو میشه که آیا واقعا کسی اصلا این وبلاگ رو میخونه یا نه ؟ باید یه روز کامنت دونی رو باز بذارم  ببینم اصلا کسی حواسش به این وبلاگ نازنین من هست یا نه. میدونم که گاهی عهد و شبنم و یه خواننده همیشگی می خونن ولی جز این سه نفر دیگه کی؟؟؟ آقا سه نفر یک.... سه نفر دو.... سه نفر سه..... نبود دیگه کسی؟؟؟ فروخته شد به سه نفر

فریده دونه: این پست هیچ ارزش و اعتباری ندارد و صرفا جهت پریدن از حال خراب امروز و وقت کشی و خوب کردن حال خودمان می باشد. 

فریده دونه: هیچ بعید نیست امروز یه پست دیگه هم بنویسم. اصلا تا سه نشه که بازی نشه به قول آرزو حالم خرابه امروز