شونه هام
زن بودن به حد کافی کار سختی هست چه برسد بخواهی زنی قوی هم باشی و سخت تر از همه این که قوی نباشی و بخواهی نقش قوی بودن را بازی بکنی.
من هیچوقت زنی قوی نبوده ام ولی میشه گفت این نقش رو خیلی خوب بازی کرده ام.
خیلی سختم بود عبور به ظاهر راحت از سخت ترین روزهای زندگیم.
خیلی سختم بود ظاهری شاد و بی خیال داشتن با موجی از غم و اندوه در دل.
خیلی سختم بود نقش رضایتمندی در اوج نارضایی.
سختم بود. خیلی وقتها خیلی چیزها سختم بود ولی هرگز اعتراف نکردم حتی به صمیمی ترین دوست و همراه. حتی در خلوت خود و جلوی آینه .
ولی خب سخته عمری همه سختی ها رو تنهایی به دوش کشیدن. گاهی "شونه هام" خیلی درد می کنه. همین.

زندگانی سیبی است