غلتک

بوسه بخیه است
خنده بخیه است
فراموشی بخیه است
مهربانی بخیه است
آدم بیبخیه متلاشی میشود
آدم؛ زخم است....
"چارلز بوکفسکی"
یه وقتهایی زندگی روی غلتک هست و یه وقتهایی نیست. یه وقتهایی هم هست که کلا غلتک روی زندگیست.
همسرم بعد از بیست و شش سال زندگی مشترک برای اولین بار بیکار و خونه نشین شده. دلم آشوبه.
نگران جواب پاتولوژی هستم که آیا نیاز به عمل خواهم داشت؟ به شیمی درمانی چطور و....
دوست ندارم هیچوقت اینجا تو سبد قشنگم انرژی منفی بدهم ولی حس می کنم همه اون گره هایی که الان روی تیروئیدم هست مال همه رنج ها و گره های کور نگفته ی زندگیمه. آدم زخم است فرو می ریزد. متلاشی می شود. گاهی هواری باید زد.
فریده دونه: دلم گرفته. همین. بخوابم حتما بهتر میشم. من زنی قوی بوده و هستم و خدایی هم دارم که قطعا همین کافیست.



زندگانی سیبی است