soa5_500x750_1461347595631490.jpg

چقدر خوبه که کامنت دونی ندارم هر وقت دوست داشته باشم میام هر وقت بخوام میرم هر جور دوست داشته باشم می نویسم یعنی دنیایی واسه خود خودم. یعنی بتونم یه گوشه از زندگی واقعا یک سبد زندگی واسه خودم داشته باشم که گاهی بیام بشینم اینجا و دونه دونه از شادیها و غمهام بچینم تو سبدم و احساس سبکی که نمیشه گفت یه جور احساس آرامش و دلخوشی بکنم چون برای سبک شدن باید خیلی حرفها زد که متاسفانه اینجا جاش نیست نه اینجا نه هیچ جای دنیا .

من هرگز اهل درد دل نبوده ام  قلب من گنجینه ایست پر از حرفهای نگفته. حرفهایی که نه هرگز تونسته ام به کسی بگم نه حتی تونسته ام در دفتر خاطرات یا حتی در وبلاگ بنویسم . حرفهایی برای هرگز نگفتن حرفهایی که گاهی که برای پیاده روی میرم  رو به آسمون میگم چون میدونم  اونی که اون بالاست من نگفته خودش همه چی رو میدونه چون خودش مهمون همیشگی قلبم بوده و هست و از اونچه که بر من گذشته و میگذره با خبره.

خدایا چقدر خوبه که حداقل تو همه چی رو میدونی چون واقعا برام خیلی سخت بود تنهایی به دوش کشیدنش. ممنون که حمایتم می کنی برای حمل این بار گران.

 

 فریده دونه: چه درونم تنهاست...