جوک

گوشی رو می اندازم کنار و میام اینجا که کمی آروم بشم. عصبی هستم. خیلی عصبی
عکسهای خیابونهای ترکیه و کشت و کشتار رو در تلگرام می بینم سربازان بیچاره ای که توسط مردم مورد ضرب و شتم قرار می گیرند . در کشور همسایه ام کودتایی نمایشی صورت گرفته و ملت و سربازانی بیگناه که قربانی دسیسه های سیاست مردان شده اند و خونهای بیگناهی که ریخته می شود و ملت همیشه در صحنه ی من که در حمایت و همدردی از کشور همسایه جوک می سازد و جوک می سازد و جوک می سازد یعنی همون عکس العمل همیشگی در مقابل هر رویداد بزرگ
نمیدونم شایدم این مرض جوک سازی هم مثل همون نیاز به شادی در اوج غمهاست که در پست قبلی اشاره کردم. حتما ما ملتی خیلی غمگین هستیم که اینهمه نیاز به جوک در مقابل هر رویدادی احساس می کنیم. چقدر جوک برای حادثه منا ساختیم ... قطعا خیلی غمگین بوده ایم اونروزها
انسانم آرزوست...
زندگانی سیبی است