زن عمو

امروز رفتم دیدن زنعمو. طفلک حالش خوش نبود خیلی لاغر شده و آلزایمر خفیفی هم داره و کلا دلم خون میشه با دیدن حالش. زنعمو رو خیلی دوست دارم زنی بی نظیر و مهربان که روزگار به هیچ وجه باهاش خوب تا نکرد ولی اون اسطوره وار ایستاد و همچنان مهربان و دلسوز و خوب باقی ماند.
گاهی خیلی سخته اینهمه خوب بودن و خوب ماندن ولی زنعمو سرسختانه از عهده اش بر اومد و بهترین و خوبترین ماند.
فریده دونه: اینروزها گاهی به رفتن از گروه فکر می کنم. چرا؟؟؟ بماند
فریده دونه: دوست دارم هرشب پست بذارم حتی اگه شده از آب و هوا. مهم اینه که اینجا که میام حالم خیلی خوب میشه . خیلی خیلی خوب
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم تیر ۱۳۹۵ ساعت 0:36 توسط فریده
زندگانی سیبی است