عکس و تصویر خـوی مـن کـِی خـوش شـود بـے روی خـوبـت ای نـگـار #مولانا

قبلا هم گفته ام که مامان به استناد ظلمی که به خیال خودش فقط و فقط بر حسب جنسیت به خودش و مادر و خواهر و کلا همه زنهای دور و برش شده بود یه جور اظهار نفرت پیدا کرده بود به جنس مونث . اوایل فکر می کردم چرا به جای اینکه دلسوز تر بشه و بیشتر با این جنس به خیال خودش ضعیف رفیق بشه چرا دشمن شده و اینقدر حالش بد میشه از تولد هر نوزاد دختر ولی حالا درکش می کنم و می فهمم این نفرت از کجا ریشه می گرفت .این در واقع یه جور نفرت از درماندگی بود یه جور نفرت از عجز چون فکر می کرد هیچ راه فراری برای بهتر شدن زندگی زن وجود نداره و اینهمه ضعف و بدبختی رو فقط باید متنفر بود. 

من هیچوقت نتونستم مثل مامان باشم منم کم قربانی جنسیتم نشدم منم کم درمانده نشدم منم کم احساس بیچارگی و عجز نکردم ولی تفاوت در این بود که من همیشه خواستم قوی باشم همیشه خواستم از پس هر گریه لبخند بزنم از پی هر افتادنی بلند بشم من تسلیم نشدم همین.

مامان تسلیم شده بود و  زن رو به عنوان یک موجود ضعیف و شکست خورده قبول کرده بود ولی من هرگز قبول نکردم و نمی کنم. هزار بار هم که زمینم بزنند هزار بار هم که مچاله بشم هزار بار هم که بشکنم بازم تسلیم نخواهم شد و بازم راه خنده بر زندگی رو خواهم یافت بازم جلوی آینه که میرم خوشحال خواهم بود از این که یک زن آفریده شدم بازم خدا رو شکر خواهم کرد برای انتخاب من به عنوان زن این موجود لطیف و پیچیده و زیبا روح .

خدایا شکر که منو زن آفریدی و با اینکه مامان هرگز از بدنیا اومدنم شاد نبود و همیشه علنی نشون میداد که از تولد پسرهاش بیشتر راضی و خشنود است ولی من هرگز از اینکه دخترش هستم پشیمون نشدم و هرگز نخواستم که ای کاش منم پسر بدنیا اومده بودم و مامان راضی تر . 

روز دختر رو هرچند دیر ولی به همه دختر های دیروز و امروز خصوصا خودم اون دختر همیشه مظلوم ولی قوی تبریک میگم