عکس و تصویر و

خوابم نمیاد. چرا؟؟؟ نمیدونم... شایدم میدونم ولی نمیگم که تو خماریش بمونین؟؟؟ 

یکی از دوستان میگه درد دلهاتو اگه نمی تونی با کسی شریک بشی حداقل بنویس روی یک تکه کاغذ و پاره شون بکن.  عجب پیشنهادی خب اگه قراره پاره بکنم مگه مریضم که بنویسم؟؟؟ اصلا حیف قلم نیست که بشینی درد دل بنویسی؟؟؟ طفلک قلم. حالا گیرم که درد دل هم نوشتیم که چی بشه؟؟؟ نوشتن درد دل مگه چیه جز تکرار مکرر دردهایی که آزارت میده؟؟؟ ترجیح میدم درد دلهام مال همون دلم باشه و اگه قراه چیزی بنویسم از چیزهای بهتر و شادتر بنویسم. 

کسی این اطراف چیز شادی می بینه که من بشینم چند خطی از اونها بنویسم تا وقتی که خوابم بیاد؟؟؟

 

مقداری شادی گم شده است از یابنده تقاضا می شود به قلم ما تحویل بدهد و مژدگانی تحویل بگیرد.