عکس و تصویر من از تو صبر ندارم که بی تو بنشینم ! کسی دگر نتوانم که بر ...

به گمانم
رازِ زندگى را كشف كرده ام ؛
همین دور و بر بپلكید تا به آن عادت كنید ..

{ چارلز شولیز }

 

چه غم انگیز و نا امید کننده و بدبختی اینکه خیلی هم نزدیک به واقعیت و حتی خود واقعیت.

و تو سهراب عزیز چه خوش باورانه گفتی  "زندگی چیزی نیست که لب طاقچه عادت از یادمن و تو برود" ولی رفت بد جوری هم رفت 

باید سعی کنم بیشتر زندگی بکنم . وقتی میگم زندگی یعنی زندگی نه پلکیدن و عادت کردن. حتی نه زندگی جسمی که دیگه اونقدرها مهم نیست زندگی روحی و فکری چون ذهن هم به اندازه ی جسم حتی بیشتر دچار عادت می شود و هی فکر و خیال های تکراری و تکراری . باید سعی کنم یادش بدهم اونم از چهار چوب عادت در بیاد و به جای اینهمه پلکیدن سعی کند پروازی داشته باشد . 

باید کمی رنگ قاطی فکرم بکنم. رنگهای تازه. رنگهای بهتر و غیر تکرای . باید دورش بکنم از این طاقچه ی عادت

 

عکس و تصویر هیهات اگر یار بخواهی و نباشم ! ای وای به من گر تو مرا یار ...