عکس و تصویر کسی به خوبیِ من مشقِ #عشق را ننوشت ببین به دیده‌ی انصاف...؛ آفـریـن دارم...! #حسین_دهلوی

دنیای اینروزهای من شده کتاب . کتاب می خوانم و کتاب صوتی گوش میدم و سعی می کنم با غرق شدن تو کتابها از خیلی چیزها فرار بکنم و اجازه بدهم اینروزها هم مثل همه روزهایی که گذشت بگذرند تا وقتی که  روزهایی دیگر بیایند و من شاید باز هم مجبور باشم برای عبور از آن روزها هم یا بهتر بگویم برای فرار از آن روزها هم متوصل به چیزها و کارهایی بشوم تا هرچه آرومتر بگذرم از کنار روزهایی که "زندگی ام" نامیدش .

خدا رو چه دیدی شاید هم آفتابی تابید و روشنی آمد و روزهای خوب از راه رسید و من دست از روی چشمها برداشتم و مسرور و مشعوف و خیره به زندگی باقیمانده نگریستم. چشم در چشم و رو در رو بی هیچ فراری و بی هیچ قایم شدنی و بی هیچ دست روی چشمها و گوشها گذاشتنی.

خدا را چه دیدی شاید زندگی آوازی شیرین در گوشم خواند و من مستانه برایش رقصیدم.

قطعا همینطور خواهد بود و قطعا زندگی شیرین تر خواهد شد حتی شیرین تر از همه روزهای شیرینی که به یاد دارم.

شاید آنروز به آرزوی خود هم رسیدم و قلم به دست گرفتم و من هم برای همه از خیلی چیزها نوشتم .

شاید روزی که از دنیا می روم این زن ساکت و کم حرف همیشگی خیلی حرفها جایی نوشته و بعد رفته باشد.

خدا را چه دیدی...