پست زیر سنگی

امروز یه روز خوب بود . از اون روزهایی که بی هیچ هزینه و شق القمری فقط خوب شروع میشن و خوب تموم میشن.
چقدر دوست دارم با شروع بهار و خوب شدن هوا از این روزهای خوب و خوش واسه خودم زیاد داشته باشم.
روزهایی که مثل امروز بتونم هم مهمونی و دور همی های ساده با عزیزانم داشته باشم و هم در کنارش پیاده روی و مطالعه
آخ آخ وبم یادم رفت صد البته دوست دارم اینجا هم بیشتر بنویسم که حال خوشم به این یه فقره هم خیلی بستگی داره
هیچی دیگه اومدم فقط بگم حالم خوبه و حتی یه روز خوب می تونه حال منو اینهمه خوب بکنه و من قدر کوچکترین خوبیها و نعمتها رو میدونم و خدا را برای تک تک اتفاق های خوب زندگیم شاکرم.
فریده دونه: یادش بخیر قدیما به اینجور پستها می گفتم پست زیر سنگی یعنی وقتی بخوام پست جدید بذارم از زیر سنگ هم که شده یه چیزی پیدا می کنم می نویسم
فریده دونه: دارم کتاب کافکا در کرانه رو می خونم .بذار تموم که شد میگم نظرم چیه
زندگانی سیبی است