عکس و تصویر ما را نمیتوان یافت بیرون از این دو عبرت یا ناقصل الڪمالیم یا ڪامل القصوریم ...

گاهی فکر می کنم من از اون دست آدمها هستم که دو دستی گذشته رو می چسبند و اصلا خیال بروز شدن ندارند که اگه اینطور نبود منم تونسته بودم مثل بقیه با اینستا هماهنگ بشم و مثل خیلیا حس و حال وبلاگم رو منتقل بکنم اونجا و قطعا اگه اونجا می تونستم ارتباط لازم رو برقرار بکنم به دلیل کثرت مخاطب ها تشویق به فعالیت بیشتر و بهتر هم میشدم و یک سبد زندگی ام همون یک سبد قدیمی میشد و دوباره شور و دوباره نشاط و دوباره زندگی در سبدم جریان داشت.

ولی متاسفانه نمی تونم و از اونجایی که خلوت بلاگفا هم دلم رو تنگ می کنه ترجیح میدم تو خلوت خودم بنویسم و وقتی تو خلوت می نویسی هیچ عجله ای هم برای بروز شدن نداری چون کسی رو پشت در منتظر پست جدید نمیدونی و همین انگیزه ات رو کمتر می کند.

کلا نمیدونم جریان چیه که همه چی گذشته اش با صفا تر و قشنگ تره چه زندگی واقعی مون که گذشته اش با صفا تر و صمیمی تر بود و چه دنیای مجازی که از نظر من صفای یاهو مسنجرها یا وبلاگ ها و ایمیل ها چیزی سوای دنیای  تلگرام ها و اینستاها و .... بود.

ظاهرا چرخ پیشرفت روی نابودی صفا استوار است.