عکس و تصویر

پائولو کوئلیو معتقده رویاها اونقدرها هم دور و دست نیافتنی نیستند و هرکسی که اراده کند و به دنبال رویاهایش برود قطعا روزی به آن خواهد رسید. 

 کل زندگی گذشته ام را نیم نگاهی می اندازم ببینم آیا هرگز دنبال رویاهایم رفته ام ؟ اگه رفته ام آیا هرگز رسیده ام ؟؟؟ اصلا چه رویاهایی داشته  یا دارم؟؟؟

فکرش را که می کنم در طول زندگیم یک رویا بیشتر نداشته ام. رویایی که از وقتی که به یاد دارم با من بوده و هست و خواهد بود. رویایی که همیشه اون دور دورها ایستاده و من هرچی بیشتر به طرفش قدم بر میدارم بر عکس گفته ی  کوئلیو بیشتر ازش فاصله می گیرم. 

یادمه قدیما وقتی ترک تحصیل کردم از ترک تحصیل اصلا ناراحت نبودم چون با خودم فکر میکردم من که میخوام نویسنده بشم پس چرا باید وقتم رو برای خوندن این درسهای اضافی تلف بکنم مگه نه اینکه برای نویسنده شدن باید بیشتر مطالعه کرد خب میشینم تو خونه و شب و روز مطالعه می کنم. 

همینکار را هم کردم. نشستم خونه و خوندم و خوندم و خوندم. هنوز هم می خونم ولی هرچی بیشتر می خونم کمتر می تونم بنویسم. انگار که هرچی بیشتر میخونم و به توانایی بعضی قلمها پی می برم بیشتر خجالت می کشم برای نوشتن. باخودم میگم یکی باید بنویسه که قلمش مثلا در این حد باشه و ارزش وقتی رو که براش گذاشته میشه داشته باشه تو چی؟ تو میخوای در مقابل چنین قلم هایی چی بنویسی که حرفی جدید و بهتر برای گفتن داشته باشی. یا حداقل اگه حرفی تکرای میخوای بزنی باید با لطف و شیوایی بیشتری بزنی که به تکرارش بیارزد. و من هر روز دور و دورتر میشم از این لطف و شیوایی قلم.

فریده دونه: سوای رفتن دنبال رویاها باید قدر فرصتها را هم دانست. گاهی شانس فقط یکبار در خانه را می زند و ظاهرا من اون شانس رو سالیان سال پیش از دست داده ام.