عکس و تصویر

خیلی وقته اینجا ننوشته ام و چه بد که ننوشته ام چون از نظر خودم بدترین کاری که می تونم در حق خودم بکنم کم نوشتن اینجاست چون اینجا تنها جاییست که می تونم بنویسم . 

اینروزها کتاب جن نامه از هوشنگ گلشیری رو می خونم که البته مدت زیادی هست که درگیرش هستم و گویا جن ها نمیذارن من این کتاب رو تموم بکنم ولی در کل از خوندنش لذت می برم و شایدم دوست ندارم که تمومش بکنم به هر حال کتابی که اینهمه سال طول کشیده نوشتنش باید برای خوندنش هم وقت منصفانه تری گذاشت.

جمله ای تو این کتاب خیلی مجذوبم می کنه اونم اینکه راوی هی تکرار می کنه "باید بنویسم. باید بنویسم که بماند" و  تکرار همین جمله ی زیباست که منو امروز کشوند پشت لپ تاپ تا یادم نرود که در کنار همه خواندن ها من هم گاهی باید بنویسم حتی اگه شده اینجا و برای دل خودم.  باید بنویسم که بماند شاید حتی روزی که من نمانده باشم.

به نظرم قشنگ ترین چیزی که از آدمها می تونه به جا بماند نوشته هاشون است چون نوشته ها از اعماق وجود آدمها حکایت می کنند و چی قشنگ تر از این که خودت رفته باشی ولی عمق وجودت هنوز اینجا باشد و با هر خوانش دوباره نبضش بزند و نفس به نفس خواننده  نفس بکشد. 

کاش می تونستم چیزهای بهتری بنویسم چیزهایی که ارزش همان نفس کشیدن های سالیان سال پس از من  را داشته باشند

 

فریده دونه: دو سه روز رفتم ارومیه. خوش گذشت کنار عزیزان و برای همین نوشتم که بماند