راه نوشتن
چقدر دوست دارم بتونم مثل قدیما اینجا هر روز یه پست بنویسم و سبدم همیشه بروز باشد .
بعضی وقتها فکر می کنم شاید اینکه تنبلی می کنم برای نوشتن دلیلش نبودن مخاطب و خلوتی بلاگفا و بسته بودن کامنت دونی و کلا انزوا طلبی خودم باشه ولی خب هیچکدوم از اینها نباید دلیل خوبی برای ننوشتن باشد.
درسته که زمانی که هر روز پست میذاشتم شاید از نظر خیلی ها این روزانه نویسی ها باعث افت محتوا می شد و به عبارتی فقط می نوشتم که نوشته باشم ولی به این نتیجه رسیده ام که من کلا دوست دارم بنویسم حتی اگه دلیلش همین باشه که بنویسم که نوشته باشم چون معتقدم سعی در نوشتن همون سعی در اندیشیدن بیشتر و سعی در نگاه کردن و گوش کردن بیشتر و کلا سعی در زوم کردن بیشتر روی زندگیست.
شاید در روزانه نویسی آدم گاهی از چرت و پرت هم بنویسه ولی خب همین چرت و پرت ها هم بخشی از زندگیست که تو چه نگاهشان بکنی و چه بی هوا از کنارشان رد بشوی نمی توانی منکر وجودشان باشی و شاید نگاه کردن به همین چرت ها و پرتها تلنگری باشه برای حذفشون از زندگیت در صورتی که بی هوا رد شدن از کنارشون ثبات بخشی بهشون خواهد بود.
همه ی این حرفها یک طرف به هر حال به نظرم تنها راه نوشتن برای کسی که عاشق نوشتن است تراشیدن قلم است و تراش نوشتن همون نوشتن است و نوشتن و نوشتن.
زندگانی سیبی است