غصه نخور
زندگی غصه داره ولی تو نخور
نخور چون هیچی مثل غصه اعتیاد آور نیست . اگه عادت کنی به غصه خوردن مجبوری غصه ی همه چی رو بخوری و اینقدر سرگرم این غصه خوری ها میشی که عین همه معتادها کل کلاف زندگی از دستت در میره و نه تنها روزگار خودت تلخ میشه که زندگی رو برای اطرافیانت هم سیاه می کنی و باعث میشی کم کم همه ازت فرار کنند و تو بمانی و یک زندگی تباه شده.
بازم میگم زندگی غصه داره خیلی هم غصه داره ولی بازم میگم تو نخور.
به جای غصه خوردن یک سیب گاز بزن و سعی کن عطر و طعمش را در وجودت حس بکنی و به خودت یاد آوری کن که گاهی با یک گاز کوچک از سیبی هم میشه طعم خوشی از زندگی داشت .
گاهی به گلی خیره شو و به خودت یاد آوری کن که اگه اینهمه زیبایی در گلی به این کوچکی جمع شده قطعا کلی زیبایی در کل زندگی جا شده پس سری بچرخان و در جستجوی زیبایی ها باش.
تنها رمز زندگی شاد جستجوی شادی در کوچکترین اجزای زندگیست.
زندگانی سیبی است