آذر ماه

آذر ماه از اون ماه هایی هست که خیلی دوستش دارم. اول اینکه ماه پاییزی هست و همین که اسم پاییز روی ماهی باشد خودش تومنی ده ریال سوده. بعدش یلدا رو داره که یلدا بهترین شب سال هست برای من چون شب تولد باباست به همراه کلی خاطره ی شاد و شیرین به یاد ماندنی و دیگه اینکه ماه تولد پسرم هست و ماه مادر شدن من که همین خودش هم از بزرگترین حسن های این ماهه. تازه کجاشو دیدین حالا علاوه بر اینهمه حسن حسنه که برای آذر ماه نوشتم امسال همزمان با تولد پسرم عقد کنون غزاله هم هست که قراره یه شب به یاد ماندنی بشه برامون. همون غزال کوچولوی ما که شبها که میخواست بره بخوابه به جای شب بخیر می گفت بب بدر و من چقدر دلم ضعف می رفت برای شیرین زبونی هاش
راستی تولد شبنم هم آذر ماه هست و خلاصه که عاشقتیم آذر ماه عزیزم حیف که مثل تیر ماه هزینه ات همیشه خیلی بالاست و پدرم در میاد تا بیای رد بشی

فریده دونه: دو سه روز با خواهر جان رفتم ارومیه. خوب بود حداقل بین اینهمه فشار روحی و جسمی و اقتصادی یه آب و هوایی عوض کردم و یه مختصر انرژی گرفتم. کاش میشد برم آنتالیا
فریده دونه: عطار میگه: «نیست در مذهب من هیچ به از تنهایی.» هم مذهبیم عطار عزیز
زندگانی سیبی است