رنگ زندگی

زندگی صحنه ی یکتای هنرمندی ماست
هر کسی نغمه ی خود خواند و از صحنه رود
صحنه پیوسته به جاست
خرم آن نغمه که مردم بسپارند به یاد
میگن خدا هرکی رو بیشتر دوست داشته باشه بیشتر اذیت می کنه و یا به قول معروف بیشتر به امتحان می کشه. نمیدونم من به هیچ امتحان و اذیتی اعتقاد ندارم و هر سختی و رنجی رو بخشی از زندگی میدونم . معتقدم تابلوی زندگی نمی تونست فقط با رنگ سفید جون بگیره و برای جانبخشی به زندگی سفید و سیاه و تیره و روشن و کدر و شفاف همه باید دست به دست هم می دادند تا بشه اسم زندگی رویش گذاشت.
اگه رنج می کشیم مورد آزار و نبعیض قرار نگرفته ایم و فقط داریم این بخش از زندگی رو می گذرونیم و این تقدیر ما بود که در این روزهای بخصوص در این قسمت از تابلو با چنین رنگی ایفای نقش بکنیم و قطعا در روزهایی دیگر نقشهایی شادتر و بهتر هم ایفا کرده یا خواهیم کرد با این تفاوت که رنگهای تیره و روزهای سخت همیشه بیشتر به چشم می آیند در صورتی که از کنار رنگهای ملایم و روزهای آروم به همون ملایمت و آرامی عبور می کنیم اغلب بی هیچ توجهی.
فریده دونه: چقدر خوبه آدم اینقدر با زندگی آشتی باشه. دوستت دارم زندگی چموش من حالا تو هی جفتک بنداز ![]()
![]()
زندگانی سیبی است